خرید بک لینک
همه‌چی تموم شده:)) همه‌چی سرجاشه و کلی وقت اضافه دارم:)) تو بریجیتون وقتی واسه هر مراسمی می‌رفتن خیاطی و همش درحال تدارک بودن، با خودم می‌گفتم مردم اون دوره چقدر اسکل بودن:)) الان دارم می‌بینم ما هم دقیقا داریم همین کار رو می کنیم:))امروز رو موندم صرفا به کارای خونه برسم و چقدر خوب شد که موندم:)) کلی از کارها پیش رفت و قرار شد فردا مستقیما از سر کار برم باشگاه:) میدونم یکم ایده‌ی احمقانه‌ایه ولی خب به خودم قول دادم اگر رفتم سراغ کاری به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی ازش دست نکشم:)) و باید به قولم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:39

میگم:《پول ندارم! اگر تو پولش رو میدی من برم:)) 》میگه:《مگه چقدر میشه؟!》سبک سنگین می‌کنم و یه قیمت خیلی پایین‌تر از اونی چیزی که هست یه عددی میگم:))میگه:《تو انقدر کار میکنی یعنی ده تومن نداری؟!:))》 مستقیم گفتم:《نه!》بااینکه وقتی به کسی میگم الان پول فلان کار یا خرید فلان چیز رو ندارم، ازشون خجالت نمیکشم ولی از خودم خجالت می‌کشم:) از اینکه وقتی می‌رسم خونه پاهام ورم کرده ولی تهش هم به هیچی نمی‌رسم...=))حتی وقتی مستقیم یا غیرمستقیم میگن عه! بذار پولش رو ما بدیم هم ازشون متنفر میشم! من کار نمی‌کنم کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:39

تعویقوقتی چیزی نمیدونی، نمیدونی دیگه! ولی وقتی یه چیزی رو ناقص یا اشتباه میدونی و نمیدونی که ناقص یا اشتباهه بیشتر دچار خطا و خودمهم پنداری میشی:))البته این یه بدی‌ای داره که باعث میشه یادگیری رو به تعویق بندازی:)) مثلا یک ماهه می‌خوام راجع به آناتومی و نحوه درست انجام حرکات بدنسازی و پایه‌ی اصول تغذیه یاد بگیرم ولی از ترس اینکه منابع یا مطالبی که میرم سراغشون اشتباه باشه هی دارم به تعویق می‌ندازم:))جزئیات بیشتر درباره تعویقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:39

طبق معمول از صفحه پنجم زدم بیام به اول، پستی که نمی‌دونم کی نوشته بودم اونجا بود:))انقدر که نویسنده و مطالب انتشاریافته زیاد بود، یه زمانی تو بلاگفا در عرض ده دقیقه کل صفحات بروز میشدن ولی الان...اینجا تقریبا دیگه شده بود تنها راه ارتباطی من با آدم‌هایی غیر از اطرافیانم...=))) فکر می‌کنم منم باید در اینجا رو تخته کنم و صرفا فقط به همین دنیای واقعی خودم برسم!بااینکه معتقدم ارتباطات و صحبت با آدم‌ها میتونه درهای جدید و خیلی شگفت انگیزی به روی آدم باز کنه و یکی از مهم‌ترین چیزهایی هست که میشه باهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:39

گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «Plan A ناقص».یک نفر جمعه ارشد داره و یک ورق نخونده:)داستان پیچیده‌است! از درگیریِ چی‌بخونم، تا موقعیت‌هایی که خیلی از فرصت‌ها رو گرفت، تا تغییر علاقه و هدف در طول این دو سال اخیر...این هفته تموم می‌شد می‌فهمیدم دارم چه غلطی با زندگیم می‌کنم! Plan b رو جدی‌تر شروع می‌کردم! الان چون باید اینو می‌کردم و نمی‌کردم دیگه دست و دلم به کارای دیگه نمی‌رفت...علی ای حال شاید یک روزی بنویسم که چیشد که اینطوری شد...پ.ن: از فردا صبح بعد از باشگاه میخوام مدل شب امتحانی تا جمعه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

در این مطلب، جزئیات مربوط به «ادامه‌ی مسیر» ارائه شده است.جمعه که گذشت یه باری انگار از رو دوش من برداشته شد:)این دو روز رو به آزادی و فراغت گذروندم:))تکلیف plan A مشخصه:)) باید هرچه زودتر برم روی plan B و کاراشو شروع کنم چون پروسه‌ی سخت و زمانبریه و هرچقدر زودتر شروع کنم همونقدر به نفعمه:) مخصوصا الان که تایم آزاد بیشتری دارم:))این هفته کار جسمی زیاده و بارِ شروعش مثل کوهیه که رو دوشمه و باید بذارمش زمین:)) ولی خب هرچه‌زودتر بهتر...احتمالا همین امروز شروع کنم و یه بخشیش رو انجام بدم و شب هم تایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «ساعت ۲ بامداد» را می‌خوانید.تنظیم ساعت خواب و تغذیه دوتا از موضوعات مهمیه که باید روش تمرکز کنم:) الان مثل دوران نوجوونیم نیست که تا ۶ صبح بتونم سریال نگاه کنم و تا پنج ظهر بخوابم:))البته شب‌هایی که فرداش قرار نیست سر کار برم هم منوال همینه:)) مثل همیشه ساعت ۲ می‌خوابم چون دیگه بعد اون دست خودم نیست و بیهوش میشم:))ساعت ۲ باید اصلاح بشه:)) بره روی ۱۲ خیلی عالی میشه:)) اینجوری خیلی راضیم!امروز وقتی داشتم اتاقم رو تمیز می‌کردم و کتابام رو جابه‌جا می کردم، یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

صفحه بندی