خرید بک لینک

در این مطلب، جزئیات مربوط به «ادامه‌ی مسیر» ارائه شده است.

جمعه که گذشت یه باری انگار از رو دوش من برداشته شد:)

این دو روز رو به آزادی و فراغت گذروندم:))

تکلیف plan A مشخصه:)) باید هرچه زودتر برم روی plan B و کاراشو شروع کنم چون پروسه‌ی سخت و زمانبریه و هرچقدر زودتر شروع کنم همونقدر به نفعمه:) مخصوصا الان که تایم آزاد بیشتری دارم:))

این هفته کار جسمی زیاده و بارِ شروعش مثل کوهیه که رو دوشمه و باید بذارمش زمین:)) ولی خب هرچه‌زودتر بهتر...

احتمالا همین امروز شروع کنم و یه بخشیش رو انجام بدم و شب هم تایم بذارم برای طراحی ابتدای مسیر plan B ...

شِمایِ کلی این راه تو ذهنمه، یکم باید جزئیات بهش اضافه کنم...

تنها چیزی که گاهی آزارم میده و متوقفم می‌کنه فکراییه که یهو هجوم میارن و انرژیم رو می‌گیرن و مغزم رو احاطه میکنن:) همینا هم بودن که باعث شدن ۶ سال از بهترین سالای زندگیم رو عقب بندازم:)) ولی خب دیگه باید قوی‌تر از این افکار باشم:)) چون دیگه زمانی برای تلف کردن وجود نداره!

دوست ندارم وقتی چشمام رو باز کردم و دیدم پنجاه سالمه غبطه‌ی زندگی‌ای که نکردم و می‌تونستم بکنم رو بخورم...

حالا چرا پنجاه سالگی؟ چون اکثر آدم‌ها تو بازه‌ی پنجاه تا شصت سالگی زندگیشون یه دور به عقب نگاه می‌کنن ببینن تا الان چیکار کردن! جایی که برمیگردی ببینی این زندگی خواسته‌ی خودت بود یا اینکه چون بهت گفتن چجوری زندگیش کنی، کردی...

برچسب: نویسنده: morakkab تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 4:36

صفحه بندی